محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
88
تحفه خانى ( فارسى )
و اجناسى كه از معرفت او ناگزير است منحصر در نه است اوّل معرفت زمان حركتست و اين سه قسم است اول سريع و نبض سريع آنست كه تمانى حركت او در زمان ( قصير ) باشد و سبب او شدت حاجت بترويحست و ثانى نبض ابطى است و آن مقابل سريعست كه تمامى حركت او در زمان طويل است و سبب او سه چيزست اول قلت حاجت بترويح ثانى ضعف قوت از احداث سرعت و ثالث شدت قوت بس وافى بتعظيم نبض هست مضطر و محتاج باحداث سرعت نيست و قسم ثالث نبض معتدل است قياس به آن شخص كه اعدل تاس است از ردى مزاج و دريافت اين اعتدال متعسر بلكه متعذر است زيرا كه چون مقيس اليه شخص اعدل الناس بايد شد تشخيص احوال مزاج مقيس اليه بايد معلوم طبيب باشد و اين متعذر است و يا معتدل قياس باعتدال شخصى اعتبار اولى است و سبب اعتدال جريان اسباب از ماسكه و لازمه و مغيره بر مجرى طبيعت ماست و ماسكه سه است اوّل قوت حيوانيست و ثانى آلت و ثالث حاجت و لازمه مثل مزاج ذكورى و اناثى و مغيره مثل سن و سزاوار اينست كه اعتبار سن در جميع اسباب نبض معتدل مرعى باشد مگر در معتدل ميان قوى و ضعيف و ثانى از اقسام تسعه نبض جنس ماخوذ از زبان سكونست و اين نيز سه قسم است اول متواتر است كه او را متدارك نيز مىنامند و آن نبضيست كه تمام سكون او در زمان قصير است و معرفه زمان به سكون پيش ارباب اين صناعت مشكل است زيرا كه آنچه طبيب در وضع اصابع ادراك مىكند لايزال متحرك است و گفتهاند كه زمان سكون زمانيست كه ميان حركت انبساطى و انقباضى است و حركت انبساطى ظاهر است و حركت انقباضى خفاى دارد و معرفت زمان سكون موقوف بر معركه حركت انقباضيست زيرا كه ميان هر دو حركت كه انقباض و